پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۲

دریاب صبح فیض نسیم بهار را

در دیده جا ده این نفس بی غبار را

با درد خود گذار من خاکسار را

از روی گردباد میفشان غبار را

سهل است اگر به خواب شب قدر بگذرد

در خواب مگذران دم صبح بهار را

از چشم او به یک نگه خشک قانعیم

طی کرده ایم خواهش بوس و کنار را

بیرون شدن ز عالم تکلیف، نعمتی است

دیوانه از خدا طلبد نوبهار را

بی اختیار خون ز لب زخم می چکد

نتوان ز شکوه بست دهان خمار را

با روی سخت، خرده ز ممسک توان گرفت

آهن ز صلب سنگ برآرد شرار را

گم می شوند خلق به زیر فلک تمام

گوهر نبندد این صدف بی قرار را

دنبال صید، قطره بی جا نمی زنم

من رام می کنم به رمیدن شکار را

شب زنده دار باش که شب روز روشن است

در چشم باز، دیده شب زنده دار را

تاب شکنجه ات نبود گر ز چشم شور

صائب نهفته دار دل داغدار را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰۴از شرم، حرص دلبری افزود ناز را
  2. غزل شمارهٔ ۷۰۵مستی ز خط زیاده شد آن دلنواز را
  3. غزل شمارهٔ ۷۰۶دانسته ام غرور خریدار خویش را
  4. غزل شمارهٔ ۷۰۷از کینه پاک کن دل افگار خویش را
  5. غزل شمارهٔ ۷۰۸کوتاه ساز رشته آمال خویش را
  6. غزل شمارهٔ ۷۰۹پوشیده گر به زلف کنی روی خویش را
  7. غزل شمارهٔ ۷۱۰حاجت به خون گرم جگر نیست داغ را
  8. غزل شمارهٔ ۷۱۱پیوسته دل سیاه بود خلق تنگ را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.