پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۵

از دل بپرس نیک و بد هر سرشت را

آیینه است سنگ محک، خوب و زشت را

بی چهره گشاده به دوزخ بدل کند

دربسته گر دهند به عاشق بهشت را

ممنون نوبهار نگردند اهل درد

اینجا به آب دیده رسانند کشت را

در شستشوی نامه اعمال عاجزم

شستم به گریه گرچه خط سرنوشت را

امید من به خاک نهادی زیاده شد

تا جای داد خم به سر خویش خشت را

جمعی که پشت بر خودی خود نکرده‌اند

در کعبه می‌کنند زیارت کنشت را

صائب دلم سیاه شد از توبه، می کجاست؟

تا شستشو دهم دل‌ِ ظلمت سرشت را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۷می فارغ از جهان مکرر کند ترا
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۸سرگشته چند فکر پریشان کند ترا؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۹بی آب ساخت خط، لب جان پرور ترا
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۰هم ناله رباب نباشد کسی چرا؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۱در جوش گل شراب ننوشد کسی چرا؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۲ترجیح می دهد به پدر اوستاد را
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۳قید عیال، پست کند رای مرد را
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۴بادام تلخ نیست سزاوار قند را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.