پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۸

سرگشته چند فکر پریشان کند ترا؟

در خانه گردبد بیابان کند ترا

از شربت مسیح بود خوشگوارتر

دردی که بی نیاز ز درمان کند ترا

تا قطره ای ز آب سبکروح تیغ هست

آب بقا مخور که گرانجان کند ترا

گنج گهر به خانه خرابان شود نصیب

دست کسی ببوس که ویران کند ترا

دیوار در میان تو و بحر می کشد

چون قطره هر که گوهر غلطان کند ترا

بر گردن تو طوق گلوگیر بندگی

بهتر ز خاتمی که سلیمان کند ترا

در ملک حسن می کندت مالک الرقاب

گر عشق همچو زلف پریشان کند ترا

ریزد به چاک پیرهن ماه مصر خار

آن سنگدل که گل به گریبان کند ترا

از سنگ، سیر و دور فلاخن شود زیاد

تمکین چگونه منع ز دوران کند ترا؟

رهزن شود ز پرده شب دل سیاه تر

خط چون ز خون خلق پشیمان کند ترا؟

چشم تو در خمار، جهانی کباب ساخت

خونش به گردن است که مستان کند ترا

صائب چو در بساط جهان برگ عیش نیست

در داغ غوطه زن که گلستان کند ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۰هم ناله رباب نباشد کسی چرا؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۱در جوش گل شراب ننوشد کسی چرا؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۲ترجیح می دهد به پدر اوستاد را
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۳قید عیال، پست کند رای مرد را
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۴بادام تلخ نیست سزاوار قند را
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۵خط تلخ ساخت آن دهن همچو قند را
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۶عشق است غمگسار دل دردمند را
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۷افسردگی است چاره دل دردمند را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.