پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۶

مرا ز نشأه می ساخت کامیاب هوا

که هست داروی بیهوشی شراب هوا

علاج ظلمت ابرست باده روشن

که دل سیاه کند بی شراب ناب هوا

به گردش آر می پرده سوز را ساقی

که شد ز ابر سیه، عنبرین نقاب هوا

امید هست شود شسته توبه نامه ما

چنین شود به طراوت گر از سحاب هوا

شکایتی که که مرا از بهار هست این است

که می کند ز تری، آب در شراب هوا!

عجب که توبه سنگین ما کمر بندد

که ساخت رطل گران را سبک رکاب هوا

مده به دست هوا اختیار خویش که هست

عنان گسسته تر از موجه سراب هوا

هواپرست بود هر نفس به شاخ دگر

که اختیار ندارد در انقلاب هوا

فضای چرخ مقام نفس کشیدن نیست

نفس چگونه کند راست در حباب هوا؟

برون کن از سر نخوت هواپرستی را

که چون حباب کند خانه ها خراب هوا

ز زهد خشک اثر در جهان نخواهد ماند

که می کند دل سنگین توبه آب هوا

اگر نه صبح قیامت بود، چرا گیرد

چو نامه از رخ او هر نفس نقاب هوا؟

ز آه و گریه من شد جهان چنان تاریک

که روشنی نپذیرد ز آفتاب هوا

شدی چو پیر، مرو در پی هوا صائب

که دلپذیر بود موسم شباب هوا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۸چنان که از نمک افزون شود جراحت‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۹به دور کاکل و زلف تو سنبلستان‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۰شکوفه شور فکنده است در گلستان‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۱اگر چه خوش نبود سیر بوستان تنها
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۲غم حساب ندارم ز میْ‌پرستی‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۳به خرج رفت حیاتم ز هرزه‌کوشی‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۴زهی نقاب جمالت برهنه‌رویی‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۵آن را که نیست وسعت مشرب درین سرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.