پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۵

آن را که نیست وسعت مشرب درین سرا

در زندگی به تنگی قبرست مبتلا

هر چند آب شد دل من بی شعور نیست

بیگانه را تمیز کند بحر از آشنا

پاکان ستم ز دور فلک بیشتر کشند

گندم چو پاک گشت خورد زخم آسیا

جست آب را سکندر و شد خضر کامیاب

روزی به قسمت است نه کوشش درین سرا

داغم که خار خار طلب آفتاب را

چندان امان نداد که خاری کشد ز پا

رسم است قد شاخ ز حاصل دو تا شود

گردید قامت تو ز بی حاصلی دوتا

در پرده سیاهی فقرست نور فیض

آب حیات در دل شب می زند صلا

کوه غمی که در دل من پا فشرده است

صائب شود ز سایه او نیلگون، سما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۷بلبل نمی شود به قفس از چمن جدا
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۸چشمی که شد ز دیدن حسن آفرین جدا
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۹می می کند خیال تنک ظرف آب را
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۰روی تو غنچه ساخت گل آفتاب را
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۱هر کس نکرده در گرو می کتاب را
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۲می سوزد آرزو دل پراضطراب را
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۳در ششدرست مهره اسیر جهات را
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۴دلکوب نیست حادثه دنیاپرست را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.