پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۰

روی تو غنچه ساخت گل آفتاب را

در هم شکست کوکبه ماهتاب را

دوری مکن ز صحبت نیکان که می کند

گوهر عزیز در نظر خلق آب را

پروای رستخیز ندارند راستان

روز حساب، عید بود خودحساب را

بی عشق خون مرده بود دل به زیر پوست

از آتش است گریه خونین کباب را

روشندلان ز تیغ زبانند بی نیاز

حاجت به شمع نیست شب ماهتاب را

صورت پرست فیض ز معنی نمی برد

بلبل به جای گل نپرستد گلاب را

معنی شود ز نازکی لفظ، دلپذیر

در شیشه است جلوه دیگر شراب را

هر کس که از خسیس کند مردمی طمع

دارد توقع از گل کاغذ گلاب را

صائب ز مد عمر اقامت طمع مدار

آرام نیست جلوه موج سراب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۲می سوزد آرزو دل پراضطراب را
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۳در ششدرست مهره اسیر جهات را
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۴دلکوب نیست حادثه دنیاپرست را
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۵از دل بپرس نیک و بد هر سرشت را
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۶فصل بهار کرد مصور بهشت را
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۷می فارغ از جهان مکرر کند ترا
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۸سرگشته چند فکر پریشان کند ترا؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۹بی آب ساخت خط، لب جان پرور ترا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.