پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۹

به دور کاکل و زلف تو سنبلستان‌ها

شده است خواب پریشان به چشم بستان‌ها

چنان به فکر تو صاحبدلان فرو رفتند

که غنچه‌ای نشود باز در گلستان‌ها

ز شرم روی تو شمع و چراغ‌ها یکسر

نفس‌گداخته رفتند از شبستان‌ها

تبسم تو که تلخ است کام عاشق ازو

نهفته در دل هر مور، شکرستان‌ها

ستم مکن به ضعیفان که شد تبسم برق

بدل به ناله جان‌سوز در نیستان‌ها

چنان ز گرگ هوس خاطرم گزیده شده است

که چشم بسته کنم سیر یوسفستان‌ها

در آن حریم که روی تو بی‌نقاب شود

به داغ شمع سیاهی شود شبستان‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۱اگر چه خوش نبود سیر بوستان تنها
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۲غم حساب ندارم ز میْ‌پرستی‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۳به خرج رفت حیاتم ز هرزه‌کوشی‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۴زهی نقاب جمالت برهنه‌رویی‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۵آن را که نیست وسعت مشرب درین سرا
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۶آسان چسان شود ز وطن دیده ور جدا؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۷بلبل نمی شود به قفس از چمن جدا
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۸چشمی که شد ز دیدن حسن آفرین جدا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.