پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۸

چنان که از نمک افزون شود جراحت‌ها

یکی هزار ز پرسش شود مصیبت‌ها

مپوش چشم ز نظاره غبار ملال

که پیش خیز نشاط است گرد کلفت‌‌ها

مده ز جهل مرکب به نام تن چو عقیق

که هست لازم تحصیل نام، ظلمت‌ها

مدار چشم اقامت ز اعتبار جهان

که همچو سایه بال هماست دولت‌ها

نمی‌توان به خس و خار کشت آتش را

یکی هزار شود عشق از نصیحت‌ها

نبود حوصله چشم شور، ظرف مرا

به خوردن دل خود ساختم ز نعمت‌ها

ز اشک، دیده یک آفریده رنگین نیست

فسرده است درین عهد خون غیرت‌ها

نکرده ساده دل خود ز فکر، گوشه مگیر

که انجمن شود از فکر پوچ، خلوت‌ها

نفس ز دل به لبم می‌رسد به دشواری

ز بس گره شده در سینه‌ام شکایت‌ها

کسی ز خاک لحد شسته رو برون آید

که شوید از عرق شرم، گرد خجلت‌ها

گران شدن سبکی را در آستین دارد

که هست لازم ثقل ثقیل خفت‌ها

جریده شو که ندارد به عهد ما صائب

به غیر خوردن دل دانه دام صحبت‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۰شکوفه شور فکنده است در گلستان‌ها
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۱اگر چه خوش نبود سیر بوستان تنها
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۲غم حساب ندارم ز میْ‌پرستی‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۳به خرج رفت حیاتم ز هرزه‌کوشی‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۴زهی نقاب جمالت برهنه‌رویی‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۵آن را که نیست وسعت مشرب درین سرا
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۶آسان چسان شود ز وطن دیده ور جدا؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۷بلبل نمی شود به قفس از چمن جدا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.