پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۱

ز هم نمی گسلد عیش جاودانه ما

خمار صبح ندارد می شبانه ما

ترا که ذوق سخن نیست فکر ساغر کن

که گشت چاک گریبان شرابخانه ما

فسانه دگران خواب در بغل دارد

به چشم خواب نمک می زند فسانه ما

عرق فشانی ابر بهار رنگین است

کنون که خال لب کشت گشت دانه ما

به ناز کی چه میانش، چه جسم لاغر من

دویی کناره گرفته است از میانه ما

زمین ز برگ خزان دیده خرقه پوش شود

اگر بهار کند رنگ عاشقانه ما

کجاست دام فنا تا گلوی ما گیرد؟

قفس خلال شد از فکر آب و دانه ما

کسی نماند که بر آه ما نسوخت دلش

سری کشید به هر روزنی زبانه ما

خمار عشقت اگر دردسر دهد صائب

سری بکش به غزل های عاشقانه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۳شکست رنگ می از ترک میگساری ما
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۴رسید صبر به فریاد بینوایی ما
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۵هزار حیف که گل کرد بینوایی ما
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۶مرا ز نشأه می ساخت کامیاب هوا
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۷زهی به غمزه جان‌سوز برق مذهب‌ها
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۸چنان که از نمک افزون شود جراحت‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۶۶۹به دور کاکل و زلف تو سنبلستان‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۰شکوفه شور فکنده است در گلستان‌ها
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.