فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۶۷۲۱ گریه ها در چشم تر دارم تماشاکردنی
- غزل شمارهٔ ۶۷۲۲ حیرتی از چشم مست یار دارم دیدنی
- غزل شمارهٔ ۶۷۲۳ بی تامّل صرفِ نقدِ وقت ، در دنیا کنی
- غزل شمارهٔ ۶۷۲۴ چند اسباب اقامت جمع در عالم کنی؟
- غزل شمارهٔ ۶۷۲۵ تا به کی دل را سیاه از نعمت الوان کنی؟
- غزل شمارهٔ ۶۷۲۶ ای که فکر چاره بیماری دل میکنی
- غزل شمارهٔ ۶۷۲۷ در عمارت زندگانی چند باطل میکنی؟
- غزل شمارهٔ ۶۷۲۸ من به حال مرگ و تو درمان دشمن می کنی
- غزل شمارهٔ ۶۷۲۹ پشت پا زن بر دو عالم تا فلک پیما شوی
- غزل شمارهٔ ۶۷۳۰ صبر کن بر آب تلخ و شور تا گوهر شوی
- غزل شمارهٔ ۶۷۳۱ ترک عجب و کبر کن تا قبله عالم شوی
- غزل شمارهٔ ۶۷۳۲ سرمپیچ از داغ تا سرحلقه مردان شوی
- غزل شمارهٔ ۶۷۳۳ سر به جیب فکر بر تا از فلک بیرون شوی
- غزل شمارهٔ ۶۷۳۴ شکوه ای دارم به شرط آن که پنهان بشنوی
- غزل شمارهٔ ۶۷۳۵ خندهی بیجا مزن تا طعن بیجا نشنوی
- غزل شمارهٔ ۶۷۳۶ خار دیوارست چون از اشک شد مژگان تهی
- غزل شمارهٔ ۶۷۳۷ جام هیهات است از صهبا کند پهلو تهی
- غزل شمارهٔ ۶۷۳۸ از بلند و پست نبود چاره تا گرد رهی
- غزل شمارهٔ ۶۷۳۹ چمن را داغ دارد رویت از گلهای پی در پی
- غزل شمارهٔ ۶۷۴۰ نباشد دولت بیدار را چون انقلاب از پی؟
- غزل شمارهٔ ۶۷۴۱ مرا از عشق داغی بر دل افگار بایستی
- غزل شمارهٔ ۶۷۴۲ مرا باغ و بهاری از می گلفام بایستی
- غزل شمارهٔ ۶۷۴۳ مکن طول امل را پیروی تا پیشوا گردی
- غزل شمارهٔ ۶۷۴۴ تو آن هوش از کجا داری که از خود بی خبر گردی؟
- غزل شمارهٔ ۶۷۴۵ به ظاهر نیست عشق را اگر بر دست و پا بندی
- غزل شمارهٔ ۶۷۴۶ چراغ گل اگر در زیر بال بلبلان بودی
- غزل شمارهٔ ۶۷۴۷ نمی آییم چون یوسف به چشم هر خریداری
- غزل شمارهٔ ۶۷۴۸ ز مطلب در حجابی تا نظر بر مدعا داری
- غزل شمارهٔ ۶۷۴۹ نمی آید ز دل با جلوه مستانه خودداری
- غزل شمارهٔ ۶۷۵۰ به ظاهر گر دریغ از نامرادان روی خود داری
- غزل شمارهٔ ۶۷۵۱ اگر چون نرگس نادیده بر کف جام زر داری
- غزل شمارهٔ ۶۷۵۲ گر اندک نیکیی از دستت آید در نظر داری
- غزل شمارهٔ ۶۷۵۳ مکن تقصیر در افسوس تا جان در بدن داری
- غزل شمارهٔ ۶۷۵۴ مکن با تلخکامان رو ترش تا شکری داری
- غزل شمارهٔ ۶۷۵۵ زمین از دامن تر عالم آب است پنداری
- غزل شمارهٔ ۶۷۵۶ ز شیرینی عتاب او شکرخندست پنداری
- غزل شمارهٔ ۶۷۵۷ ز زهرچشم او رگ در تنم مارست پنداری
- غزل شمارهٔ ۶۷۵۸ فروغ زندگانی برق شمشیرست پنداری
- غزل شمارهٔ ۶۷۵۹ ز وحشت چرخ بر من حلقه دام است پنداری
- غزل شمارهٔ ۶۷۶۰ خرد در سر مرا در خم فلاطون است پنداری
- غزل شمارهٔ ۶۷۶۱ ز زلف پرشکن بتخانه چین است پنداری
- غزل شمارهٔ ۶۷۶۲ مجو چون غافلان از عالم اسباب بیداری
- غزل شمارهٔ ۶۷۶۳ ندارد سرو این گلزار تاب شیون ای قمری
- غزل شمارهٔ ۶۷۶۴ ز دل بیرون نرفت از قرب جانان داغ مهجوری
- غزل شمارهٔ ۶۷۶۵ گره در سینه هر کس که باشد گوهر رازی
- غزل شمارهٔ ۶۷۶۶ از موج گریه ما بر فلک اختر کند بازی
- غزل شمارهٔ ۶۷۶۷ مرا چون دیگران گرزان که اسبابی نشد روزی
- غزل شمارهٔ ۶۷۶۸ چه در طول امل از حرص بی باکانه آویزی؟
- غزل شمارهٔ ۶۷۶۹ ز عاشق حرف درد و داغ پرس، از دل چه میپرسی
- غزل شمارهٔ ۶۷۷۰ فلک یک حلقه چشم است اگر صاحب نظر باشی
- غزل شمارهٔ ۶۷۷۱ چون طفلان کس به هر افسانه تا کی واکند گوشی؟
- غزل شمارهٔ ۶۷۷۲ ازان پیچیده ام همچو صدا در ظرف خاموشی
- غزل شمارهٔ ۶۷۷۳ نگه چون شمع درگیرد ز روی روشن ساقی
- غزل شمارهٔ ۶۷۷۴ حجاب جسم را از پیش جان بردار ای ساقی
- غزل شمارهٔ ۶۷۷۵ به شکر این که داری دست بر میخانه ای ساقی
- غزل شمارهٔ ۶۷۷۶ ز جویای سخن گر این چنین گردد جهان خالی
- غزل شمارهٔ ۶۷۷۷ مکن با ارتکاب جرم اظهار پشیمانی
- غزل شمارهٔ ۶۷۷۸ کرامت کن مرا ای ابر رحمت چشم گریانی
- غزل شمارهٔ ۶۷۷۹ اگر چه دارد از الفاظ چندین ترجمان معنی
- غزل شمارهٔ ۶۷۸۰ خودآرا را برابر می کند با خاک خودبینی
متن اشعار به نقل از گنجور.