پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۴۷

نمی آییم چون یوسف به چشم هر خریداری

بحمدالله متاع ما ندارد روی بازاری

متاع آشنایی روی گردان گشته از دلها

همین از آشنارویان بجا مانده است دیواری

به زلف حرف ما آشفتگان بسیار می پیچی

سروکارت نیفتاده است با زلف سیه کاری

چو مجنون خانه ای در دامن صحرا هوس دارم

که غیر از گردباد آنجا نیاید هیچ دیاری

برافتاده است رسم مردمی از گلشن عالم

ندارد نرگس بیمار بر بالین پرستاری

اگر سیاره گردون سراسر مشتری گردد

نیفتد بر سر من سایه دست خریداری

اگر دشمن سرت خواهد چو گل در دامنش افکن

چو شاخ گل برون بر از چمن دوش سبکباری

ازین دشت بلاخیز حوادث چون روم صائب؟

دهن واکرده است از هر طرف آتش زبان ماری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۴۹نمی آید ز دل با جلوه مستانه خودداری
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۵۰به ظاهر گر دریغ از نامرادان روی خود داری
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۵۱اگر چون نرگس نادیده بر کف جام زر داری
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۵۲گر اندک نیکیی از دستت آید در نظر داری
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۵۳مکن تقصیر در افسوس تا جان در بدن داری
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۵۴مکن با تلخکامان رو ترش تا شکری داری
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۵۵زمین از دامن تر عالم آب است پنداری
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۵۶ز شیرینی عتاب او شکرخندست پنداری
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.