پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۴۸

ز مطلب در حجابی تا نظر بر مدعا داری

نگردی آشنای خویش تا یک آشنا داری

گهی از آسمان داری شکایت، گاه از انجم

به دریا برنمی آیی، جدل با ناخدا داری

گل بی خار می گردد اگر دورافکنی از خود

همان خاری که در پیراهن از نشو و نما داری

تامل راه ناهموار را هموار می سازد

خطر داری ز راه راست تا سر در هوا داری

ازان چون طایر یک بال کوتاه است پروازت

که دستی بر کمر از ناز و دستی در دعا داری

گهی از بحر گوهر، گاه از کان لعل می جویی

نمی دانی درین یک مشت گل پنهان چها داری

ز گل نعل سفر دارد در آتش خاک این گلشن

تو از شبنم درین بستانسرا چمن وفا داری

در اول گام خواهی پشت پا زد سایه خود را

اگر دانی که چون راه درازی پیش پا داری

به مقدار تعلق بر تو آفت دست می یابد

خطر از آتش سوزان به قدر بوریا داری

عبث خون می خورم، بیهوده بر سر خاک می ریزم

تو با آن حسن بی پروا کجا پروای ما داری؟

نبینی روی ظلمت در شبستان فنا صائب

اگر گم کرده راهان را چراغی پیش پا داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۵۰به ظاهر گر دریغ از نامرادان روی خود داری
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۵۱اگر چون نرگس نادیده بر کف جام زر داری
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۵۲گر اندک نیکیی از دستت آید در نظر داری
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۵۳مکن تقصیر در افسوس تا جان در بدن داری
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۵۴مکن با تلخکامان رو ترش تا شکری داری
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۵۵زمین از دامن تر عالم آب است پنداری
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۵۶ز شیرینی عتاب او شکرخندست پنداری
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۵۷ز زهرچشم او رگ در تنم مارست پنداری
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.