پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۶۳

ندارد سرو این گلزار تاب شیون ای قمری

بنه از سرمه طوق خامشی بر گردن ای قمری

ترا سرحلقه عشاق اگر خوانند جا دارد

که دایم بر فراز سرو داری مسکن ای قمری

تعجب دارم از طوق گلوی نغمه پردازت

که از یک حلقه زنجیر خیزد شیون ای قمری

لگد بر بخت سبز خود مزن از من سخن بشنو

پر پرواز را گر می توانی بشکن ای قمری

نسیم بی ادب را می نهادم بند بر گردن

سر این طوق اگر می بود در دست من ای قمری

به امید رهایی با تو حال خویش می گفتم

تو هم یک حلقه افزودی به زنجیر من ای قمری

چرا زنگ کدورت از تو دارد سرو در خاطر؟

ز خاکستر اگر آیینه گردد روشن ای قمری

نداند سرو موزون از کدامین رخنه بگریزد

چو گردد کلک صائب جلوه گر در گلشن ای قمری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۶۵گره در سینه هر کس که باشد گوهر رازی
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۶۶از موج گریه ما بر فلک اختر کند بازی
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۶۷مرا چون دیگران گرزان که اسبابی نشد روزی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۶۸چه در طول امل از حرص بی باکانه آویزی؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۶۹ز عاشق حرف درد و داغ پرس، از دل چه می‌پرسی
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۷۰فلک یک حلقه چشم است اگر صاحب نظر باشی
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۷۱چون طفلان کس به هر افسانه تا کی واکند گوشی؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۷۲ازان پیچیده ام همچو صدا در ظرف خاموشی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.