پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۷۰

فلک یک حلقه چشم است اگر صاحب نظر باشی

تویی آن چشم را مردم اگر روشن گهر باشی

به همت می توانی قطع کردن آسمان ها را

چرا با این چنین تیغی نهان زیر سپر باشی؟

روان شو چون شراب صبح در رگهای مخموران

گره تا چند بر یک جای چون آب گهر باشی؟

تمنای تو دارد نعل در آتش عزیزان را

چو یوسف چند زندانی در آغوش پدر باشی؟

پریشان می کنی از فکر گوهر قطره خود را

نمی دانی که خود را جمع اگر سازی گهر باشی

ز برگ لاله می آید به گوش این مژده عاشق را

که داغ از سینه می روید اگر خونین جگر باشی

براندازد چو اخگر از گریبان قبضه خاکت

اگر چون آفتاب گرمرو روشن گهر باشی

اگر شب را نداری زنده صائب جهد کن باری

فلک را تیر روی ترکش از آه سحر باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۷۲ازان پیچیده ام همچو صدا در ظرف خاموشی
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۷۳نگه چون شمع درگیرد ز روی روشن ساقی
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۷۴حجاب جسم را از پیش جان بردار ای ساقی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۷۵به شکر این که داری دست بر میخانه ای ساقی
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۷۶ز جویای سخن گر این چنین گردد جهان خالی
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۷۷مکن با ارتکاب جرم اظهار پشیمانی
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۷۸کرامت کن مرا ای ابر رحمت چشم گریانی
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۷۹اگر چه دارد از الفاظ چندین ترجمان معنی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.