پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۷۳

نگه چون شمع درگیرد ز روی روشن ساقی

ید بیضا شود دست از بیاض گردن ساقی

دماغ عیش می گردد دو بالا می پرستی را

که در هر ساغری چیند گلی از گلشن ساقی

خراب گردش ساغر به حال خویش می آید

مبادا هیچ کس بیخود ز چشم پرفن ساقی

اگر می نیست ساقی را مهل از پای بنشیند

که بیش از دور ساغر نشائه بخشد گشتن ساقی

مرا آن روز از پستی برآید اختر طالع

که سر بیرون کنم چون تکمه از پیراهن ساقی

رفیق راه دور بیخودی شایسته می باید

مده در منتهای مستی از کف دامن ساقی

چراغ بی فروغ صبح را ماند ز لرزانی

بیاض گردن مینا، نظر با گردن ساقی

غم عالم نمی گردد به گرد میکشان صائب

مشو تا می توانی دور از پیرامن ساقی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۷۵به شکر این که داری دست بر میخانه ای ساقی
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۷۶ز جویای سخن گر این چنین گردد جهان خالی
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۷۷مکن با ارتکاب جرم اظهار پشیمانی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۷۸کرامت کن مرا ای ابر رحمت چشم گریانی
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۷۹اگر چه دارد از الفاظ چندین ترجمان معنی
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۸۰خودآرا را برابر می کند با خاک خودبینی
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۸۱به این پستی فراز چرخ جای خویش می خواهی
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۸۲جنونم پهن شد صبر از من شیدا چه می خواهی؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.