پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۷۵

به شکر این که داری دست بر میخانه ای ساقی

مرا از دست غم بستان به یک پیمانه ای ساقی

مصفا کن ز عقل و هوش ارواح مقدس را

چمن را پاک کن از سبزه بیگانه ای ساقی

خمار می پریشان دارد اوراق حواسم را

مرا شیرازه کن چون گل به یک پیمانه ای ساقی

اگر چه آب و خاک من عمارت برنمی دارد

ز درد باده کن تعمیر این ویرانه ای ساقی

یک امشب ساغر اندازه را بر طاق نسیان نه

که دارم آرزوی گریه مستانه ای ساقی

برآر از پرده مینا شراب آشنارو را

خلاصی ده مرا زین عالم بیگانه ای ساقی

به خورشید سبک جولان فلک بسیار می نازد

به دورانداز ساغر را تو هم مستانه ای ساقی

حریف باده بیغش ز غش ها پاک می باید

جدا کن عقل را از ما چو کاه از دانه ای ساقی

به چرخ آور مرا چون شعله جواله از مستی

که می خواهم کنم خون در دل پروانه ای ساقی

کشاکش می برد هر ذره خاکم را به صحرایی

ز هم مگذار اجزای مرا بیگانه ای ساقی

مرا سرمای زهد خشک چند افسرده دل دارد؟

بریز از پرتو می رنگ آتشخانه ای ساقی

نگردد پشتبان رطل گران گر قصر هستی را

به راهی می رود هر خشت این غمخانه ای ساقی

اگر از خاک برداری به یک پیمانه صائب را

چه کم می گردد از سامان این میخانه ای ساقی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۷۷مکن با ارتکاب جرم اظهار پشیمانی
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۷۸کرامت کن مرا ای ابر رحمت چشم گریانی
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۷۹اگر چه دارد از الفاظ چندین ترجمان معنی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۸۰خودآرا را برابر می کند با خاک خودبینی
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۸۱به این پستی فراز چرخ جای خویش می خواهی
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۸۲جنونم پهن شد صبر از من شیدا چه می خواهی؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۸۳درون دل بود یار از جهان گل چه می‌خواهی؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۸۴به ظاهر گر به چشمم ای سمن سیما نمی آیی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.