پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۸۴

به ظاهر گر به چشمم ای سمن سیما نمی آیی

به خواب من چرا در پرده شبها نمی آیی؟

اگر نگرفته خار بدگمانی دامن پاکت

چرا هرگز به خلوتخانه ام تنها نمی آیی؟

ز چشم بدخطر دارند خوبان بی بلاگردان

مرا آنجا بخوان باری اگر اینجا نمی آیی

چو آید پیش ما هر جا بلایی هست در عالم

چه پیش آمد ترا جانا که پیش ما نمی آیی؟

ز شوق پای بوست بوسه بر لب می زند جانم

به بالینم چرا ای آفت جانها نمی آیی؟

ز جان بی نفس آسیب نبود شمع روشن را

به خاک من چرا ای آتشین سیما نمی آیی؟

نپیچد سر ز فرمان کمان تیر سبک جولان

چرا یک ره به آغوش من ای رعنا نمی آیی؟

به امید وفای وعده پاس زندگی دارم

بگو تا جان دهم امروز اگر فردا نمی آیی

نگاه بی ادب در چشم قربانی نمی باشد

چرا بی پرده پیش صائب شیدا نمی آیی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۸۶چرا از سینه ای آه سحر بیرون نمی آیی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۸۷نمی باید ترا مشاطه ای بهر خودآرایی
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۸۸ز خوبان قامت جانان علم باشد به یکتایی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۸۹شنیدم بلبل خود را ستایش کرده ای جایی
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۹۰مرا افکنده رخسار عرقناکش به دریایی
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۹۱که غیر از سنگ طفلان می کند دیوانه آرایی؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۹۲به توحید خدا همچون الف گویاست تنهایی
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۹۳ندارم یاد خود را فارغ از عشق بلاجویی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.