پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۹۳

ندارم یاد خود را فارغ از عشق بلاجویی

چو داغ لاله دایم در نظر دارم پریرویی

به برگ سبز چون خضر از ریاض جان شدی قانع

به خون رنگین چو شاخ گل نگردی دست و بازویی

ازان در جیب گل بسیار بیدردانه می ریزی

که هرگز از چمن پیرا ندیدی چین ابرویی

مرا چون مهر خاموشی به هم پیچیده حیرانی

عجب دارم برآید در قیامت هم ز من هویی

تسلی می کند خود را به حرف و صوت از لیلی

چو مجنون هر که دارد در نظر چشم سخنگویی

همان حسن انجمن آراست در هر جا که می بینم

که دارد در نظر زاهد هم از گل طاق ابرویی

به حسن شاهدان معنی از صورت قناعت کن

که در ملک سلیمان نیست زین بهتر پریرویی

ز صحبت های عالم بی نیازم با دل روشن

به دست آورده ام چون سرو ازین گلشن لب جویی

دلی دارم ز لوح سینه اطفال روشنتر

ندارد چون چراغ آیینه من پشتی و رویی

اگر روی زمین یک چهره آتش فشان گردد

ز خامی عود ما را برنمی آرد سر مویی

مروت نیست از پروانه ما یاد ناوردن

در آن محفل که باشد هر سپندی آتشین رویی

وصال تازه رویان زنگ از دل می برد صائب

خوشا قمری که در آغوش دارد قد دلجویی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۹۵تا ز رخسار چو مه پرده برانداخته‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۹۶تا رخ از باده گلرنگ برافروخته‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۹۷روی دل با همه کس در همه جا داشته ای
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۹۸دست اگر در کمر راهبر دل زده ای
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۹۹طعمه مور شوی گرچه سلیمان شده‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۰۰شوخ و میخواره و شبگرد و غزلخوان شده ای
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۰۱در کدامین چمن ای سرو به بار آمده‌ای؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۰۲دلربایانه دگر بر سر ناز آمده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.