پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۹۴

چهره را صیقلی از آتشِ می ساخته‌ای

خبر از خویش نداری که چه پرداخته‌ای

ای بسا خانهٔ تقوی که رسیده‌ست به آب

تا ز منزل عرق‌آلود برون تاخته‌ای

در سرِ کوی تو چندان که نظر کار کند

دل و دین است که بر یکدگر انداخته‌ای

مگر از آب کنی آینه دیگر، ورنه

هیچ آیینه نمانده‌ست که نگداخته‌ای

چون ز حالِ دلِ صاحب‌نظرانی غافل؟

تو که در آینه با خویش نظر باخته‌ای

تو که از ناز به عشاق نمی‌پردازی

صد هزار آینه هر سوی چه پرداخته‌ای؟

نیست یک سرو درین باغ به رعناییِ تو

بس که گردن به تماشای خود افراخته‌ای

آتشی را که ازان طور به زنهار آید

در دلِ صائبِ خونین‌جگر انداخته‌ای

برخوری چون رهی از ساغرِ معنی صائب

که درین تازه‌غزل شیشه تهی ساخته‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۹۶تا رخ از باده گلرنگ برافروخته‌ای
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۹۷روی دل با همه کس در همه جا داشته ای
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۹۸دست اگر در کمر راهبر دل زده ای
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۹۹طعمه مور شوی گرچه سلیمان شده‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۰۰شوخ و میخواره و شبگرد و غزلخوان شده ای
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۰۱در کدامین چمن ای سرو به بار آمده‌ای؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۰۲دلربایانه دگر بر سر ناز آمده‌ای
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۰۳ای که از بی‌بصران راه خدا می‌طلبی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.