پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۶۹

ز عاشق حرف درد و داغ پرس، از دل چه می‌پرسی

حدیث راه بسیار است از منزل چه می‌پرسی؟

خدا داند دل آواره ما را چه پیش آمد

سرانجام نسیم از سر و پا در گل چه می‌پرسی؟

محیط قطره نتواند شدن چشم حباب من

ز من احوال این دریای بی‌ساحل چه می‌پرسی؟

حساب موج دریا را بیابانی چه می‌داند؟

صفات عشق را از مردم عاقل چه می‌پرسی؟

سپند از گرمی خاکستر پروانه می‌سوزد

ز روی آتشین شمع این محفل چه می‌پرسی؟

مبادا رحم کم فرصت مجال گفتگو یابد

گناه خویش ای بی‌درد از قاتل چه می‌پرسی؟

تو کز خود یک قدم هرگز برون ننهاده‌ای صائب

سراغ کعبه مقصد ز اهل دل چه می‌پرسی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۷۱چون طفلان کس به هر افسانه تا کی واکند گوشی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۷۲ازان پیچیده ام همچو صدا در ظرف خاموشی
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۷۳نگه چون شمع درگیرد ز روی روشن ساقی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۷۴حجاب جسم را از پیش جان بردار ای ساقی
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۷۵به شکر این که داری دست بر میخانه ای ساقی
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۷۶ز جویای سخن گر این چنین گردد جهان خالی
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۷۷مکن با ارتکاب جرم اظهار پشیمانی
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۷۸کرامت کن مرا ای ابر رحمت چشم گریانی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.