پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۶۸

چه در طول امل از حرص بی باکانه آویزی؟

به این زلف پریشان هر نفس چون شانه آویزی

به روی آتشین عشق صلح از لاله رویان کن

به شمعی هر زمان تا چند چون پروانه آویزی؟

گرفتاری غذای روح باشد مرغ زیرک را

حرامت باد اگر در دام بهر دانه آویزی

ترا هست آشنایی کز جهان بیگانه ات سازد

به هر ناآشنا تا چند ای بیگانه آویزی؟

ز آغوش پدر هم یاد کن ای بی خبر گاهی

چه در دامان مادر اینقدر طفلانه آویزی؟

به قیل و قال نتوان در حریم کعبه محرم شد

همان بهتر که این ناقوس در بتخانه آویزی

نخواهی شد دگر محتاج دامنگیری مردم

اگر یک بار در دامان شب مردانه آویزی

به همت گوهر یکدانه چون مردان به دست آور

چو زاهد تا به کی در سبحه صددانه آویزی؟

مبین آیینه را بسیار در خلوت که می ترسم

که در دامان پاک خویش بی تابانه آویزی

ز مغز سنگ صائب نقش شیرین را برون آری

به کار عشق اگر چون کوهکن مردانه آویزی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۷۰فلک یک حلقه چشم است اگر صاحب نظر باشی
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۷۱چون طفلان کس به هر افسانه تا کی واکند گوشی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۷۲ازان پیچیده ام همچو صدا در ظرف خاموشی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۷۳نگه چون شمع درگیرد ز روی روشن ساقی
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۷۴حجاب جسم را از پیش جان بردار ای ساقی
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۷۵به شکر این که داری دست بر میخانه ای ساقی
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۷۶ز جویای سخن گر این چنین گردد جهان خالی
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۷۷مکن با ارتکاب جرم اظهار پشیمانی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.