پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۳۵

خنده‌ی بی‌جا مزن تا طعن بی‌جا نشنوی

پا منه بیرون ز راه شرم تا پا نشنوی

تا تو حسن و عشق را از یکدگر دانی جدا

بوی یوسف از گریبان زلیخا نشنوی

کوه در ردّ صدا بی‌اختیار افتاده است

با گرانقدران مگو حرف سبک تا نشنوی

گوش خود را چون صدف سنگین کن از آب گهر

تا ز ابر‌، آوازه‌ی احسان دریا نشنوی

گوش تن چون حلقه از بیرونِ در دارد خبر

زینهار از تن‌پرستان قصه‌ی ما نشنوی

سطحیان چون کف ندارند از دل دریا خبر

حرف عشق از زاهدان بادپیما نشنوی

کافران بت را به معبودی ستایش می‌کنند

وصف دنیا زینهار از اهل دنیا نشنوی

طالع شهرت ندارد در وطن فکر غریب

بوی عنبر تا بُوَد صائب به دریا نشنوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۳۷جام هیهات است از صهبا کند پهلو تهی
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۳۸از بلند و پست نبود چاره تا گرد رهی
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۳۹چمن را داغ دارد رویت از گلهای پی در پی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۴۰نباشد دولت بیدار را چون انقلاب از پی؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۴۱مرا از عشق داغی بر دل افگار بایستی
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۴۲مرا باغ و بهاری از می گلفام بایستی
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۴۳مکن طول امل را پیروی تا پیشوا گردی
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۴۴تو آن هوش از کجا داری که از خود بی خبر گردی؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.