پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۴۲

مرا باغ و بهاری از می گلفام بایستی

به دستی گردن مینا، به دستی جام بایستی

دماغ سیر و دورم نیست چون پیمانه و مینا

مرا در پای خم چون خشت خم آرام بایستی

پریشان می کند آزادی اوراق حواسم را

پر و بال مرا شیرازه ای از دام بایستی

اگر می بود مجنون مرا ذوق نظربازی

مرا هم شوخ چشمی از غزالان رام بایستی

چه ناخوش می گذشت اوقات عمر ما چو بیدردان

اگر وقت خوشی ما را هم از ایام بایستی

برآرد دود روی آتشین از خرمن هستی

مرا راهی به مجمر همچو عود خام بایستی

ز کوه صبر و طاقت ساده می شد وادی امکان

من بی تاب را گر لنگر آرام بایستی

ز دستم رفت چون سررشته آغاز از غفلت

ز آگاهی به کف اندیشه انجام بایستی

ز بدبختی نیم چون لایق بوس و کنار او

مرا دلخوش کنی از نامه و پیغام بایستی

ندیدم از زبان چرب خود، کامی به جز تلخی

مرا هم طالعی از قند چون بادام بایستی

به تنهایی کشم تا چند صائب جام خون بر سر؟

درین وحشت سرا یک رند خون آشام بایستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۴۴تو آن هوش از کجا داری که از خود بی خبر گردی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۴۵به ظاهر نیست عشق را اگر بر دست و پا بندی
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۴۶چراغ گل اگر در زیر بال بلبلان بودی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۴۷نمی آییم چون یوسف به چشم هر خریداری
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۴۸ز مطلب در حجابی تا نظر بر مدعا داری
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۴۹نمی آید ز دل با جلوه مستانه خودداری
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۵۰به ظاهر گر دریغ از نامرادان روی خود داری
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۵۱اگر چون نرگس نادیده بر کف جام زر داری
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.