پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۴۴

تو آن هوش از کجا داری که از خود بی خبر گردی؟

همان بهتر که خرج این جهان مختصر گردی

به محض گفت نتوانی ز ارباب بصیرت شد

ز دنیا تا نپوشی چشم کی صاحب بصر گردی؟

قدم بیرون منه از پیروی گر عافیت خواهی

که در دنبال داری صد بلا گر راهبر داری

شود از چرب نرمی اژدها مار رگ گردن

همان بهتر که با این سخت رویان نیشتر گردی

ترا از آتش دوزخ کند فردا سپرداری

گر از دست حمایت ناتوانان را سپر گردی

چو هست از سفره قسمت ترانان جوین صائب

چرا چون مهر تابان گرد عالم دربدر گردی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۴۶چراغ گل اگر در زیر بال بلبلان بودی
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۴۷نمی آییم چون یوسف به چشم هر خریداری
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۴۸ز مطلب در حجابی تا نظر بر مدعا داری
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۴۹نمی آید ز دل با جلوه مستانه خودداری
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۵۰به ظاهر گر دریغ از نامرادان روی خود داری
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۵۱اگر چون نرگس نادیده بر کف جام زر داری
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۵۲گر اندک نیکیی از دستت آید در نظر داری
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۵۳مکن تقصیر در افسوس تا جان در بدن داری
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.