پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۴۱

مرا از عشق داغی بر دل افگار بایستی

چراغی بر سر بالین این بیمار بایستی

نمی شد فرصت خاریدن سر باددستان را

به مقدار خرابی گر مرا معمار بایستی

غلط کردم نیفتادم به فکر ظاهرآرایی

به جای عقل در سر طره دستار بایستی

نباشد تکیه گاهی غنچه را بهتر ز شاخ گل

سر منصور را بالین ز چوب دار بایستی

جنون را می نماید چون فلاخن سنگ دست افشان

دل دیوانه ما بر سر بازار بایستی

به آبم راند غفلت، ورنه این عمر گرامی را

که در گفتار کردم صرف، در کردار بایستی

دهان مور را پر خاک دارد بی زبانی ها

مرا تیغ زبان چون مار بی زنهار بایستی

نشد از چشم شوخ او نگاهی قسمتم هرگز

مرا هم بهره ای زین دولت بیدار بایستی

یکی صد شد ز تسبیح ریایی عقده کارم

مرا از خط ساغر بر کمر زنار بایستی

به تار اشک صائب می کشیدم ریگ هامون را

به قدر جرم اگر تسبیح استغفار بایستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۴۳مکن طول امل را پیروی تا پیشوا گردی
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۴۴تو آن هوش از کجا داری که از خود بی خبر گردی؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۴۵به ظاهر نیست عشق را اگر بر دست و پا بندی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۴۶چراغ گل اگر در زیر بال بلبلان بودی
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۴۷نمی آییم چون یوسف به چشم هر خریداری
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۴۸ز مطلب در حجابی تا نظر بر مدعا داری
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۴۹نمی آید ز دل با جلوه مستانه خودداری
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۵۰به ظاهر گر دریغ از نامرادان روی خود داری
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.