پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۴۰

نباشد دولت بیدار را چون انقلاب از پی؟

که دارد شبنم این باغ چشم آفتاب از پی

لب سیراب ایمن از گزند چشم چون باشد؟

که از تبخال دارد تشنگی چشم پر آب از پی

میاور بر زبان حرفی که نتوانی شنید آن را

که در کهسار باشد هر سوئالی را جواب از پی

حدیث راست در یک دم کند آفاق را روشن

که می دارد لوای صبح صادق آفتاب از پی

ز چشم زخم، غواص گهر سالم کجا ماند؟

که آب تلخ دریا را بود چشم حباب از پی

مشو زنهار ایمن از خمار باده عشرت

که دارد خنده گل گریه تلخ گلاب از پی

ز خط گفتم شود کم خواب ناز او، ندانستم

که دارد بوی ریحان لشکر سنگین خواب از پی

عجب دارم ز خواب مرگ گردد گرم مژگانش

هر آن آتش که دارد اشک جانسوز کباب از پی

نفس نشمرده کردم صرف در کار سخن صائب

ندانستم که این عقد گهر دارد حساب از پی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۴۲مرا باغ و بهاری از می گلفام بایستی
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۴۳مکن طول امل را پیروی تا پیشوا گردی
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۴۴تو آن هوش از کجا داری که از خود بی خبر گردی؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۴۵به ظاهر نیست عشق را اگر بر دست و پا بندی
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۴۶چراغ گل اگر در زیر بال بلبلان بودی
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۴۷نمی آییم چون یوسف به چشم هر خریداری
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۴۸ز مطلب در حجابی تا نظر بر مدعا داری
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۴۹نمی آید ز دل با جلوه مستانه خودداری
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.