پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۳۸

از بلند و پست نبود چاره تا گرد رهی

گرد هستی برفشان از خود اگر مرد رهی

خاکساران می شوند آخر ز مطلب کامیاب

دامنی خواهی به دست آورد اگر گرد رهی

سختی راه طلب سنگ فسان رهروست

رو مگردان از دم شمشیر اگر مرد رهی

خواب هیهات است گردد جمع با درد طلب

پای خواب آلوده ای تا فارغ از درد رهی

کی توانم چشم در دامان منزل گرم کرد؟

این چنین کز سستی کوشش تو دلسرد رهی

با تن آسانی به مقصد راه برون مشکل است

دور گرد منزلی تا نازپرورد رهی

از هدف چون تیغ کج رزق تو خاک تیره است

در طلب افتان و خیزان تا تو چون گرد رهی

فرد را نتوان پریشان همچو دفتر ساختن

جمع چون خورشید کن خود را اگر فرد رهی

تیغ عریان می کند کوته زبان خصم را

پا مکش صائب به دامن گر هماورد رهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۴۰نباشد دولت بیدار را چون انقلاب از پی؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۴۱مرا از عشق داغی بر دل افگار بایستی
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۴۲مرا باغ و بهاری از می گلفام بایستی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۴۳مکن طول امل را پیروی تا پیشوا گردی
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۴۴تو آن هوش از کجا داری که از خود بی خبر گردی؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۴۵به ظاهر نیست عشق را اگر بر دست و پا بندی
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۴۶چراغ گل اگر در زیر بال بلبلان بودی
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۴۷نمی آییم چون یوسف به چشم هر خریداری
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.