پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۶۱

ز زلف پرشکن بتخانه چین است پنداری

ز خال مشکبو آهوی مشکین است پنداری

چنان شد از شراب لعل رنگین چشم مخمورش

که هر مژگان شوخش تیغ خونین است پنداری

رسا افتاده است از بس کمند زلف مشکینش

همیشه پشت پای او نگارین است پنداری

نگه دارد خدا از چشم بد، رعناییی دارد

که بر روی زمین در خانه زین است پنداری

ازان رخسار عالمسوز در دل آتشی دارم

که هر مو بر سر من شمع بالین است پنداری

نپردازد به خار پای خود از بی دماغی ها

ز شبنم چشم گل در راه گلچین است پنداری

شکوهی در نظر جا کرده از حسن گرانسنگش

که با شوخی سراپا کوه تمکین است پنداری

بهاران رفت و بلبل مهر از لب برنمی دارد

گل این بوستان گوش سخن چین است پنداری

ز بس نازک شده است از گریه صائب پرده چشمم

نگه در دیده من خواب سنگین است پنداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۶۳ندارد سرو این گلزار تاب شیون ای قمری
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۶۴ز دل بیرون نرفت از قرب جانان داغ مهجوری
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۶۵گره در سینه هر کس که باشد گوهر رازی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۶۶از موج گریه ما بر فلک اختر کند بازی
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۶۷مرا چون دیگران گرزان که اسبابی نشد روزی
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۶۸چه در طول امل از حرص بی باکانه آویزی؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۶۹ز عاشق حرف درد و داغ پرس، از دل چه می‌پرسی
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۷۰فلک یک حلقه چشم است اگر صاحب نظر باشی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.