پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۵۹

ز وحشت چرخ بر من حلقه دام است پنداری

زمین از تنگ میدانی لب بام است پنداری

ز تیغش تا جدا شد زخم در خمیازه می افتد

دم شمشیر سیرابش لب جام است پنداری

درین وادی به آهو چشمی افتاده است کار من

که در عین رمیدن ساکن و رام است پنداری

ز بی دردی به زیر سایه گل عندلیب من

دل آزاده ای دارد که در دام است پنداری

فزود از منع، حرص بی بصر را دربدر گردی

به چشمش چوب دربان مد انعام است پنداری

زبان هر چند بی اندیشه در گفتار نگشایم

سخن بر لب مرا طفل و لب بام است پنداری

به چشم هر که صائب شد سرش گرم از می عرفان

فلک چون شیشه پر می، زمین جام است پنداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۶۱ز زلف پرشکن بتخانه چین است پنداری
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۶۲مجو چون غافلان از عالم اسباب بیداری
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۶۳ندارد سرو این گلزار تاب شیون ای قمری
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۶۴ز دل بیرون نرفت از قرب جانان داغ مهجوری
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۶۵گره در سینه هر کس که باشد گوهر رازی
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۶۶از موج گریه ما بر فلک اختر کند بازی
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۶۷مرا چون دیگران گرزان که اسبابی نشد روزی
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۶۸چه در طول امل از حرص بی باکانه آویزی؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.