پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۵۸

فروغ زندگانی برق شمشیرست پنداری

نفس عمر سبکرو را پر تیرست پنداری

چنان از موج رحمت شد زمین و آسمان خالی

که دریای سراب و ابر تصویرست پنداری

طراوت نیست چون گهواره در سیمای این طفلان

سپهر خشک یک پستان بی شیرست پنداری

به مشت خاک خود کامروز و فردا می برد بادش

چنان دلبستگی داری که اکسیرست پنداری

مرا از زندگانی سیر کرد از لقمه اول

طعام این خسیسان آب شمشیرست پنداری

سرآمد عمر و گامی طی نشد از وادی مطلب

به پایم این ره خوابیده زنجیرست پنداری

کمربسته است چون گل از پریشانی به خون من

حواس خمسه من پنجه شیرست پنداری

ز شان عشق، عاشق در نظرها شوکتی دارد

که نقش پای مجنون پنجه شیرست پنداری

چنان در رشته طول امل پیچیده ای صائب

که صحرای طلب را زلف شبگیرست پنداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۶۰خرد در سر مرا در خم فلاطون است پنداری
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۶۱ز زلف پرشکن بتخانه چین است پنداری
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۶۲مجو چون غافلان از عالم اسباب بیداری
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۶۳ندارد سرو این گلزار تاب شیون ای قمری
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۶۴ز دل بیرون نرفت از قرب جانان داغ مهجوری
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۶۵گره در سینه هر کس که باشد گوهر رازی
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۶۶از موج گریه ما بر فلک اختر کند بازی
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۶۷مرا چون دیگران گرزان که اسبابی نشد روزی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.