پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۲۶

ای که فکر چاره بیماری دل می‌کنی

نسبت خود را به چشم یار باطل می‌کنی

نیست جای خرمی ماتم‌سرای آسمان

زیر تیغ از ساده‌لوحی رقص بسمل می‌کنی

می‌کند از هر سر مویت سفیدی راه مرگ

تو ز غفلت همچنان تعمیر منزل می‌کنی

می‌توانی صد دل ویرانه را آباد کرد

از زر و سیم آنچه صرف خانه گل می‌کنی

با تو از دنیا نیاید جز عمل چیزی به خاک

مایه حسرت شود نقدی که حاصل می‌کنی

قد چو خم گردید غافل زیستن از عقل نیست

خواب تا کی زیر این دیوار مایل می‌کنی؟

ای که دنبال تکلف می‌روی چون غافلان

زندگی و مرگ را بر خویش مشکل می‌کنی

نیست جای دانه امید این محنت‌سرا

در زمین شوره تخم خویش باطل می‌کنی

رشته عمری که دام مطلب حق می‌شود

صرف در شیرازه اوراق باطل می‌کنی

بی‌تأمل می‌کنی فرموده ابلیس را

چون رسد نوبت به کار خیر، دل‌دل می‌کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۲۸من به حال مرگ و تو درمان دشمن می کنی
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۲۹پشت پا زن بر دو عالم تا فلک پیما شوی
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۳۰صبر کن بر آب تلخ و شور تا گوهر شوی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۳۱ترک عجب و کبر کن تا قبله عالم شوی
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۳۲سرمپیچ از داغ تا سرحلقه مردان شوی
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۳۳سر به جیب فکر بر تا از فلک بیرون شوی
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۳۴شکوه ای دارم به شرط آن که پنهان بشنوی
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۳۵خنده‌ی بی‌جا مزن تا طعن بی‌جا نشنوی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.