پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۳۰

صبر کن بر آب تلخ و شور تا گوهر شوی

سرمپیچ از ترک سر تا صاحب افسر شوی

هستی هر کس درین دیوان به قدر نیستی است

فرد باطل شو اگر خواهی که سردفتر شوی

سهل باشد قلب دشمن را پریشان ساختن

خویش را بشکن اگر خواهی که سرلشکر شوی

برق را پهلوی لاغر کهربای خرمن است

غم مخور ز اندیشه روزی اگر لاغر شوی

خاطر از وضع مکرر زود درهم می شود

یک دو ساغر نوش کن تا عالم دیگر شوی

تا نریزی آب نومیدی بر آتش حرص را

تشنه می میری اگر سرچشمه کوثر شوی

مرد عشقی بر سر بازار رسوایی برآی

تا به کی از پرده ناموس در چادر شوی؟

مهر خاموشی اگر صائب کنی نقش نگین

محرم اسرار مستان چون لب ساغر شوی

این جواب آن غزل صائب که یاران گفته اند

مگذر از بیگانگی هر چند محرمتر شوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۳۲سرمپیچ از داغ تا سرحلقه مردان شوی
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۳۳سر به جیب فکر بر تا از فلک بیرون شوی
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۳۴شکوه ای دارم به شرط آن که پنهان بشنوی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۳۵خنده‌ی بی‌جا مزن تا طعن بی‌جا نشنوی
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۳۶خار دیوارست چون از اشک شد مژگان تهی
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۳۷جام هیهات است از صهبا کند پهلو تهی
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۳۸از بلند و پست نبود چاره تا گرد رهی
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۳۹چمن را داغ دارد رویت از گلهای پی در پی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.