فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۵۹۴۱ دلم سیاه شد از بس که برکتاب گذشتم
- غزل شمارهٔ ۵۹۴۲ قسم به ساقی کوثر که از شراب گذشتم
- غزل شمارهٔ ۵۹۴۳ ازان گشاده جبین جام پر شراب گرفتم
- غزل شمارهٔ ۵۹۴۴ مکش ز حسرت تیغ خودم که تاب ندارم
- غزل شمارهٔ ۵۹۴۵ به سینه تخم امیدی چو شوره زار ندارم
- غزل شمارهٔ ۵۹۴۶ چشم گشایش از خلق نبود به هیچ بابم
- غزل شمارهٔ ۵۹۴۷ از جام بیخودی کرد ساقی خداپرستم
- غزل شمارهٔ ۵۹۴۸ با آن که من ندارم کاری به کار مردم
- غزل شمارهٔ ۵۹۴۹ چون چشم آبگینه، هر چند پاک بینم
- غزل شمارهٔ ۵۹۵۰ از باد دستی خود ما میکشان خرابیم
- غزل شمارهٔ ۵۹۵۱ می شود از دم زدن خراب وجودم
- غزل شمارهٔ ۵۹۵۲ حوصله وصل آن نگار ندارم
- غزل شمارهٔ ۵۹۵۳ حوصله وصل آن نگار ندارم
- غزل شمارهٔ ۵۹۵۴ سوخته جانم غم وسیله ندارم
- غزل شمارهٔ ۵۹۵۵ چین ز جبین در مقام جنگ گشایم
- غزل شمارهٔ ۵۹۵۶ به وحشت ز دنیا سلامت گزیدم
- غزل شمارهٔ ۵۹۵۷ ترم چون حباب از هوایی که دارم
- غزل شمارهٔ ۵۹۵۸ ازان زلف یک مو جدایی ندارم
- غزل شمارهٔ ۵۹۵۹ در سخن بر نیاید آوازم
- غزل شمارهٔ ۵۹۶۰ ما خراباتی و نظر بازیم
- غزل شمارهٔ ۵۹۶۱ چه عجب اگر نسوزد دل کس به آه سردم
- غزل شمارهٔ ۵۹۶۲ همه اشکم، همه آهم، همه دردم، همه داغم
- غزل شمارهٔ ۵۹۶۳ تحفه طور شراری داریم
- غزل شمارهٔ ۵۹۶۴ بده می که بر قلب گردون زنیم!
- غزل شمارهٔ ۵۹۶۵ از عزیزان رفته رفته شد تهی این خاکدان
- غزل شمارهٔ ۵۹۶۶ خضر اینجا خاک می لیسد ز شرم ناکسی
- غزل شمارهٔ ۵۹۶۷ سالکان را کی دل از اسباب می گردد گران؟
- غزل شمارهٔ ۵۹۶۸ از نگاه خیره چشم یار می گردد گران
- غزل شمارهٔ ۵۹۶۹ دیدن بی حاصلان بر آسمان باشد گران
- غزل شمارهٔ ۵۹۷۰ بر سر آشفتگان دستار می باشد گران
- غزل شمارهٔ ۵۹۷۱ می کند گل زردرویی از شراب دیگران
- غزل شمارهٔ ۵۹۷۲ شاخ چون دست کریمان شد زرافشان از خزان
- غزل شمارهٔ ۵۹۷۳ خاک را دامان پر زر می کند فصل خزان
- غزل شمارهٔ ۵۹۷۴ بر سر بالین بی دردان گل احمر فشان
- غزل شمارهٔ ۵۹۷۵ ای فدای چشم مخمور تو خواب عاشقان
- غزل شمارهٔ ۵۹۷۶ باده گلگون نمی آید به کار عاشقان
- غزل شمارهٔ ۵۹۷۷ ساده است از نقش انجم آسمان عاشقان
- غزل شمارهٔ ۵۹۷۸ از رخش خواهند جای بوسه نافهمیدگان
- غزل شمارهٔ ۵۹۷۹ فارغند از قید چرخ نیلگون دیوانگان
- غزل شمارهٔ ۵۹۸۰ سوخته است از آتش گل اشتهای بلبلان
- غزل شمارهٔ ۵۹۸۱ مشک شد خون در وجود آهوان ما همچنان
- غزل شمارهٔ ۵۹۸۲ مبتلای آرزوی نفس را عاقل مخوان
- غزل شمارهٔ ۵۹۸۳ کرسی دارست اوج اعتبار این جهان
- غزل شمارهٔ ۵۹۸۴ هر کسی کرده است چیزی خوش ز نعمای جهان
- غزل شمارهٔ ۵۹۸۵ اول ما نیستی و آخر ما نیستی است
- غزل شمارهٔ ۵۹۸۶ با لب او کار دندان می کند سین سخن
- غزل شمارهٔ ۵۹۸۷ شد ز پیری ها مرا گوش گران مهر دهن
- غزل شمارهٔ ۵۹۸۸ عاشق صادق نیندیشد ز آتش تاختن
- غزل شمارهٔ ۵۹۸۹ شمه ای از حیرت عشق است دل پرداختن
- غزل شمارهٔ ۵۹۹۰ در کهنسالی نفس را راست نتوان ساختن
- غزل شمارهٔ ۵۹۹۱ بی تحمل خصم را هموار نتوان ساختن
- غزل شمارهٔ ۵۹۹۲ چیست جان تا زیر تیغ یار نتوان باختن؟
- غزل شمارهٔ ۵۹۹۳ فاش خواهد شد ز آهم عشق پنهان باختن
- غزل شمارهٔ ۵۹۹۴ از بصیرت نیست دنبال تمنا تاختن
- غزل شمارهٔ ۵۹۹۵ چند چون خامان نظر بر ماهتاب انداختن؟
- غزل شمارهٔ ۵۹۹۶ گر چو غواصان توانی پای از سر ساختن
- غزل شمارهٔ ۵۹۹۷ چند بزم باده پنهان از حریفان ساختن؟
- غزل شمارهٔ ۵۹۹۸ آن خرابم کز زبانم حرف نتوان ساختن
- غزل شمارهٔ ۵۹۹۹ تا چون درویشان توان با گاه گاهی ساختن
- غزل شمارهٔ ۶۰۰۰ دل به حرف پوچ تا کی شاد خواهی ساختن؟
متن اشعار به نقل از گنجور.