پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۵۱

می شود از دم زدن خراب وجودم

پرده آه است چون حباب وجودم

گردش چشمی است دور زندگی من

مد نگاهی است چون شهاب وجودم

هیچ نبسته است در طلسم حیاتم

جلوه خشکی است چون سراب وجودم

ذره من زندگی ز خویش ندارد

بسته به دامان آفتاب وجودم

حاصل من نیست غیر تهمت هستی

برفکند چون زرخ نقاب وجودم

همچو حبابم که در طلسم تعین

نیست به جز پرده حجاب وجودم

جلوه دو دست در نظر نفسم را

بس که به رفتن کند شتاب وجودم

حاصل من نیست جز خیال پریشان

پرده غفلت بود چو خواب وجودم

نیست به جز تار و پود آه ندامت

همچو کتان پیش ماهتاب وجودم

موج سرابم کز این بساط ندارد

هیچ به کف غیرپیچ و تاب وجودم

همچو هلال است یک اشاره ابرو

بس که بود پای در رکاب وجودم

عمر شکر خنده ام چو گل دو سه روزست

گریه تلخ است چون گلاب وجودم

خانه جدا می کنم ز ساده دلیها

گرچه ز دریاست چون حباب وجودم

ز آتش و خاک است و باد و آب سرشتم

چون شود ایمن ز انقلاب وجودم؟

کاش در آنجا ز من حساب نگیرند

نیست در اینجا چو در حساب وجودم

سوخت دلم را سپهر صائب و نگذاشت

تا شنود بوی این کباب وجودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۵۳حوصله وصل آن نگار ندارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۵۴سوخته جانم غم وسیله ندارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۵۵چین ز جبین در مقام جنگ گشایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۵۶به وحشت ز دنیا سلامت گزیدم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۵۷ترم چون حباب از هوایی که دارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۵۸ازان زلف یک مو جدایی ندارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۵۹در سخن بر نیاید آوازم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۶۰ما خراباتی و نظر بازیم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.