پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۵۲

حوصله وصل آن نگار ندارم

دام به اندازه شکار ندارم

بحر به پیمانه حباب نگنجد

در ره او چشم انتظار ندارم

نیست به پیغام خشک نیز امیدم

طالع ازان لعل آبدار ندارم

از رخ چون آفتاب لاله عذاران

غیر دو چشم شفق نگار ندارم

طاقت من نیست مرد ناز دو بالا

آینه پیش جمال یار ندارم

گرچه سر دست آفتاب گرفتم

رنگی ازان دست پرنگار ندارم

از دل گرم است مایه دار جنونم

هیچ توقع ز نوبهار ندارم

نخل خزان دیده ام که برگ اقامت

در چمن خشک روزگار ندارم

باعث هشیاریم نه زهد و صلاح است

باده به اندازه خمار ندارم

کافر حربی ز جنگ سیر نگردد

صلح توقع ز چشم یار ندارم

صیقل آیینه است شهپر طوطی

از خط سبزش به دل غبار ندارم

چهره زرین چو مهر زینت من بس

صائب اگر رخت زرنگار ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۵۴سوخته جانم غم وسیله ندارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۵۵چین ز جبین در مقام جنگ گشایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۵۶به وحشت ز دنیا سلامت گزیدم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۵۷ترم چون حباب از هوایی که دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۵۸ازان زلف یک مو جدایی ندارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۵۹در سخن بر نیاید آوازم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۶۰ما خراباتی و نظر بازیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۶۱چه عجب اگر نسوزد دل کس به آه سردم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.