پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۵۶

به وحشت ز دنیا سلامت گزیدم

به دامن کشیدن گل از خار چیدم

حجاب دل و دیده روشنم شد

چو نرگس به جز پشت پا هر چه دیدم

ز آزادگی جمله تن دست گشتم

که چون سرو دامن ز گلزار چیدم

برآوردم از جیب هر روزنی سر

به هر کوچه چون مهر تابان دویدم

امیدم ز مشق جنونی که کردم

به آن مد آهی است کز دل کشیدم

زهستی جدا شو که این راه را من

به مقراض قطع تعلق بریدم

به یک فرد بسته است صد دفتر اینجا

به خود تا رسیدم به عالم رسیدم

ازان گشت شیرین چو گوهر کلامم

که از بحر هر تلخ و شوری چشیدم

ازان شیر گیرم که در عهد طفلی

ز بی شیری انگشت خود را مکیدم

ادب بود منظور، نه تن پرستی

اگر خار راه تو از پا کشیدم

تو با هر که خواهی برو آشنا شو

که من خیری از آشنایی ندیدم

نصیب من از قرب این لاله رویان

بساطی است کز داغ بر سینه چیدم

مرادم تو بودی ز سیر و اقامت

ز هر جا گذشتم، به هر جا رسیدم

مده صائب از دست دامان وحشت

که من از رمیدن چنین آرمیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۵۸ازان زلف یک مو جدایی ندارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۵۹در سخن بر نیاید آوازم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۶۰ما خراباتی و نظر بازیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۶۱چه عجب اگر نسوزد دل کس به آه سردم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۶۲همه اشکم، همه آهم، همه دردم، همه داغم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۶۳تحفه طور شراری داریم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۶۴بده می که بر قلب گردون زنیم!
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۶۵از عزیزان رفته رفته شد تهی این خاکدان
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.