پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۷۱

می کند گل زردرویی از شراب دیگران

دردسر می گردد افزون از گلاب دیگران

با وضوی دیگری می بندد احرام نماز

تازه دارد هر که روی خود به آب دیگران

چون صدف از گوهر خود خانه من روشن است

نیست چشم من به ماه و آفتاب دیگران

می کند با دیده مغرور من کار نمک

گر فتد در کلبه من ماهتاب دیگران

از جواب خشک گردم بیش از احسان تر دماغ

چشمه حیوان من باشد سراب دیگران

چون نسیم صبح، گردم گرد هر جا غنچه ای است

می گشاید دل مرا از فتح باب دیگران

خفته را گر خفتگان بیدار نتوانند کرد

چون مرا بیدار کرد از خواب، خواب دیگران؟

گر نه پیوسته است با هم رشته جان ها، چرا

عمر کوته شد مرا از پیچ و تاب دیگران؟

از خدا شرمی نداری در گنهکاری، ولی

دست می داری ز عصیان از حجاب دیگران

از حساب کرده های خود نظر پوشیده ای

نیستی یک لحظه فارغ از حساب دیگران

در قبول شعر هر کس را مذاق دیگرست

حالی عاشق نگردد انتخاب دیگران

چند در افسانه سنجی روزگارم بگذرد؟

تا به کی بیدار باشم بهر خواب دیگران؟

می توان صائب به سیلی روی خود تا سرخ داشت

از چه باید کرد رنگین از شراب دیگران؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۷۳خاک را دامان پر زر می کند فصل خزان
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۷۴بر سر بالین بی دردان گل احمر فشان
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۷۵ای فدای چشم مخمور تو خواب عاشقان
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۷۶باده گلگون نمی آید به کار عاشقان
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۷۷ساده است از نقش انجم آسمان عاشقان
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۷۸از رخش خواهند جای بوسه نافهمیدگان
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۷۹فارغند از قید چرخ نیلگون دیوانگان
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۸۰سوخته است از آتش گل اشتهای بلبلان
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.