پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۷۵

ای فدای چشم مخمور تو خواب عاشقان

وی بلاگردان زلفت پیچ و تاب عاشقان

گر به بیداری غرور حسن مانع می شود

می توان دلهای شب آمد به خواب عاشقان

پیش ازان دست گل شبنم فرو ریزد به خاک

سر برآر از جیب صبح ای آفتاب عاشقان

شست خورشید قیامت دامن از خون شفق

همچنان خونابه می ریزد کباب عاشقان

گردن ما در کمند پیچ و تاب عقل نیست

زلف معشوقان بود مالک رقاب عاشقان

حسن لیلی در رخ مجنون تماشاکردنی است

مگذر از سیر رخ چون ماهتاب عاشقان

از حجاب غنچه بلبل سر به زیر پر کشید

نیست کم از شرم معشوقان حجاب عاشقان

سبحه ریگ روان سررشته را گم کرده است

از شمار درد و داغ بی حساب عاشقان

اعتمادی نیست بر جمعیت برگ خزان

زود می پاشد ز یکدیگر کتاب عاشقان

تیغ یار از خون ما زنجیر جوهر پاره کرد

نشأه دیوانه ای دارد شراب عاشقان

گر هوای سیر گردون هست در خاطر ترا

همتی صائب طلب کن از جناب عاشقان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۷۷ساده است از نقش انجم آسمان عاشقان
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۷۸از رخش خواهند جای بوسه نافهمیدگان
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۷۹فارغند از قید چرخ نیلگون دیوانگان
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۸۰سوخته است از آتش گل اشتهای بلبلان
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۸۱مشک شد خون در وجود آهوان ما همچنان
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۸۲مبتلای آرزوی نفس را عاقل مخوان
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۸۳کرسی دارست اوج اعتبار این جهان
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۸۴هر کسی کرده است چیزی خوش ز نعمای جهان
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.