پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۸۳

کرسی دارست اوج اعتبار این جهان

دل منه بر دولت ناپایدار این جهان

با گرفتن گرچه دارد جنگ استغنای فقر

گوشه ای گیر از محیط بی کنار این جهان

برگ و بار او کف افسوس و بار دل بود

دل منه چون غافلان بر برگ و بار این جهان

پیش چشم شبنم روشن گهر یک کاسه است

چون گل رعنا خزان و نوبهار این جهان

رشته اشک ندامت، مد آه حسرت است

پیش چشم مو شکافان پود و تار این جهان

تا نگیرد دامنت را خون چندین بی گناه

سرسری بگذر چو باد از لاله زار این جهان

خنده برقی است کز ابر سیه ظاهر شود

شادی پا در رکاب نوبهار این جهان

پرتو خورشید را در دام روزن می کشد

هر که صائب دل نهد بر اعتبار این جهان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۸۵اول ما نیستی و آخر ما نیستی است
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۸۶با لب او کار دندان می کند سین سخن
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۸۷شد ز پیری ها مرا گوش گران مهر دهن
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۸۸عاشق صادق نیندیشد ز آتش تاختن
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۸۹شمه ای از حیرت عشق است دل پرداختن
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۹۰در کهنسالی نفس را راست نتوان ساختن
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۹۱بی تحمل خصم را هموار نتوان ساختن
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۹۲چیست جان تا زیر تیغ یار نتوان باختن؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.