پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۸۶

با لب او کار دندان می کند سین سخن

زین سبب کم حرف افتاده است آن شیرین دهن

سوختم، پاس دل بی تاب دارم تا به کی؟

بیش ازین نتوان نهفت اخگر به زیر پیرهن

چشم مجمر موم را خوناب حسرت می کند

چون تواند گشت خاموشی مرا مهر دهن؟

چیدن دامن ز صحبت ها کمند شهرت است

شمع فانوسم که باشد خلوتم در انجمن

تشنه ای از آب او هرگز لب خود تر نکرد

سرنگون هر چند افتاده است آن چاه ذقن

سیم و زر بر آتش حرص آب نتواند زدن

از گرستن نیست مانع شمع را زرین لگن

در حریم بیضه چون عیسی شود گویا ز مهد

نیست حاجت طوطی ما را به تلقین سخن

بسترش خار است صائب تا بود در کان گهر

نیست جز سنگ ملامت رزق پاکان از وطن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۸۸عاشق صادق نیندیشد ز آتش تاختن
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۸۹شمه ای از حیرت عشق است دل پرداختن
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۹۰در کهنسالی نفس را راست نتوان ساختن
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۹۱بی تحمل خصم را هموار نتوان ساختن
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۹۲چیست جان تا زیر تیغ یار نتوان باختن؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۹۳فاش خواهد شد ز آهم عشق پنهان باختن
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۹۴از بصیرت نیست دنبال تمنا تاختن
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۹۵چند چون خامان نظر بر ماهتاب انداختن؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.