پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۹۱

بی تحمل خصم را هموار نتوان ساختن

گل ز زخم خار شد امن از سپر انداختن

غافل از آه ندامت در جوانی ها مشو

کز کمان حلقه ممکن نیست تیر انداختن

زنگ غفلت بیش شد از گریه مستی مرا

چون به تردستی توان آیینه را پرداختن؟

با قضای آسمانی چاره جز تسلیم نیست

گردن دعوی نباید زیر تیغ افراختن

می توان با خار در یک پیرهن بردن به سر

لیک دشوارست با (نا)سازگاران ساختن

ز آتش دوزخ ملایم طینتان را باک نیست

زر دست افشار آسوده است از بگداختن

منبر از دار فنا منصور اگر سازد رواست

حرف حق را از ادب نبود به خاک انداختن

دشمنان کینه جو را می نماید سینه صاف

از غبار کینه صائب سینه را پرداختن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۹۳فاش خواهد شد ز آهم عشق پنهان باختن
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۹۴از بصیرت نیست دنبال تمنا تاختن
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۹۵چند چون خامان نظر بر ماهتاب انداختن؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۹۶گر چو غواصان توانی پای از سر ساختن
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۹۷چند بزم باده پنهان از حریفان ساختن؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۹۸آن خرابم کز زبانم حرف نتوان ساختن
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۹۹تا چون درویشان توان با گاه گاهی ساختن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۰۰دل به حرف پوچ تا کی شاد خواهی ساختن؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.