پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۹۹

تا چون درویشان توان با گاه گاهی ساختن

از سبک مغزی است با زرین کلاهی ساختن

خاک در چشمش، اگر گردد به ظاهر گوشه گیر

هر که بتواند پناه از بی پناهی ساختن

در تلاش نام نتوان چون عقیق ساده لوح

با دل پر خون به ننگ رو سیاهی ساختن

بستر و بالین ز خشت و خاک کن در زندگی

عاقبت چون خوابگاه از خاک خواهی ساختن

از برای طعمه چون قلاب گردن کج مکن

تا به آب خشک بتوان همچو ماهی ساختن

بهر قطع راه عقبی بال سامان دادن است

سیم و زر را پیشتر از خویش راهی ساختن

در هوای جذب دنیای خسیس ای سست مغز

رنگ خود چون کهربا تا چند کاهی ساختن؟

می تواند غوطه در دریای آتش زد دلیر

هر که بتواند به قرب پادشاهی ساختن

از محیط آفرینش فلس اگر داری طمع

با هزاران خار می باید چو ماهی ساختن

از گرانجانان به چوگان گوی سبقت بردن است

قامت خود خم به فرمان الهی ساختن

نیست ممکن صائب از روباه آید کار شیر

مصلحت نبود رعیت را سپاهی ساختن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۰۱نیستم در عشق کافر ماجرای سوختن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۰۲نیست آسان خون نعمت‌های الوان ریختن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۰۳بر سبکروحان گران نبود بپا برخاستن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۰۴چون صدف تا چند پیش ابر دست افراشتن؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۰۵نیست معشوقی همین زلف چلیپا داشتن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۰۶پیش اهل دل ادب منظور باید داشتن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۰۷پیچ و تاب عشق را نتوان ز جان برداشتن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۰۸راز را در سینه دشوارست پنهان داشتن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.