پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۰۲

نیست آسان خون نعمت‌های الوان ریختن

برگریزان مکافات است دندان ریختن

سال‌ها گل در گریبان ریختی چون نوبهار

مدتی هم اشک می‌باید به دامان ریختن

چشمهٔ خورشید را شبنم نیندازد ز جوش

چند آب سرد بر خون شهیدان ریختن؟

تلخی منت حلاوت می‌برد از شهد جان

آبرو نتوان برای آب حیوان ریختن

با سبک‌روحان به سر بر، تا توانی همچو گل

در کنار دشمن خود خرده جان ریختن

می‌تواند بلبل ما از غبار بال و پر

در گریبان خزان رنگ گلستان ریختن

بر سر شورست اشکم، نوح تردستی کجاست

تا ز چشمم یاد گیرد رنگ طوفان ریختن

آنقدر موج حلاوت زد دهان او که مور

می‌تواند قندها از شیرهٔ جان ریختن

حسن را صائب گزیر از دودمان زلف نیست

شمعِ عالم‌سوز را بی‌رشته نتوان ریختن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۰۴چون صدف تا چند پیش ابر دست افراشتن؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۰۵نیست معشوقی همین زلف چلیپا داشتن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۰۶پیش اهل دل ادب منظور باید داشتن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۰۷پیچ و تاب عشق را نتوان ز جان برداشتن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۰۸راز را در سینه دشوارست پنهان داشتن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۰۹کار هر بی ظرف نبود عشق پنهان داشتن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۱۰اندکی کوتاه کن زلف بلند خویشتن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۱۱موج دریا را نباشد اختیار خویشتن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.