پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۰۹

کار هر بی ظرف نبود عشق پنهان داشتن

سهل کاری نیست اخگر در گریبان داشتن

بیستون از صبر بالا دست من دارد به یاد

بر سر خود تیغ خوردن، پا به دامان داشتن

بخیه تسبیح زاهد عاقبت بر رو فتاد

چند بتوان دام را در خاک پنهان داشتن؟

خاک بر لب مال اینجا، تا توانی چون مسیح

دست در یک کاسه با خورشید تابان داشتن

کشتی امید در دریای خون افکندن است

از تنور نوح امید لب نان داشتن

ضبط معشوق پریشان گرد کردن مشکل است

چون نگردد خون دلم از پاس پیکان داشتن؟

از من آزاده دارد یاد (سرو) بی ثمر

روی خود را تازه با اهل گلستان داشتن

چون معلم را نگیرد دود آه کودکان؟

نیست آسان بی گناهان را به زندان داشتن

می زنم امروز و فردا بر جنون از دست عقل

چند صائب پاس ننگ و نام بتوان داشتن؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۱۱موج دریا را نباشد اختیار خویشتن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۱۲به که غافل باشد آن سرو روان از خویشتن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۱۳چند چون طاوس باشی محو بال خویشتن؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۱۴آدمی را نیست خصمی چون جمال خویشتن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۱۵تندخویان می زنند آتش به جان خویشتن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۱۶برده ام تا از سر کویت نشان خویشتن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۱۷هیچ همدردی نمی یابم سزای خویشتن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۱۸عشق در بند گران است از وفای خویشتن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.