پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۱۳

چند چون طاوس باشی محو بال خویشتن؟

زیر پای خود نبینی از جمال خویشتن

کم مباش از مرغ بسمل در شهادتگاه عشق

می ز خون خود کن و مطرب ز بال خویشتن

چون مه از نقصان دل خود را مخور، خورشید باش

تا ز حال خود نگردی در زوال خویشتن

مطلب روی زمین در زیر دامان شب است

جز بر این دامن مزن دست سؤال خویشتن

بستر و بالین من از سایه بال هماست

تا سر خود را کشیدم زیر بال خویشتن

عمر خود را کم به امید فزونی می کنند

ساده لوحانی که می دزدند سال خویشتن

با دل افکن گفتگوی دوستی را از زبان

در ثمر پوشیده کن برگ نهال خویشتن

ترجمان گوهر شاداب، آب او بس است

لب بگز صائب ز اظهار کمال خویشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۱۵تندخویان می زنند آتش به جان خویشتن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۱۶برده ام تا از سر کویت نشان خویشتن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۱۷هیچ همدردی نمی یابم سزای خویشتن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۱۸عشق در بند گران است از وفای خویشتن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۱۹پیش هر تلخی نریزم آبروی خویشتن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۲۰حق گوهر چیست، آب و رنگ گوهر یافتن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۲۱در محبت راز سر پوشیده نتوان یافتن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۲۲سر به زانوماندگان را طاق می گردد سخن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.