پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۲۰

حق گوهر چیست، آب و رنگ گوهر یافتن

نیست تحسینی سخن را بهتر از دریافتن

در بساط سینه هر کس که باشد آه سرد

می تواند در دل شب صبح را دریافتن

جستجوی عشق از افسردگان روزگار

هست در خاکستر سنجاب اخگر یافتن

از وصال کعبه در سنگ نشان آویخته است

هر که قانع گردد از دریا به گوهر یافتن

سینه خود را ز آه آتشین سوراخ کن

تا توانی ره در آن محفل چو مجمر یافتن

سینه پر داغ ما ساده است از نقش امید

نیست ممکن آب در صحرای محشر یافتن

تا تو چون پروانه داری دست بر آتش ز دور

از حریر شعله ممکن نیست بستر یافتن

با نصیب خویش قانع شو که نتوان بی نصیب

جرعه آبی به اقبال سکندر یافتن

عاشق یکرنگ از بیداد عشق آسوده است

دست نتوانست آتش بر سمندر یافتن

می توان آسایش روی زمین چون بوریا

بی تکلف صائب از پهلوی لاغر یافتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۲۲سر به زانوماندگان را طاق می گردد سخن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۲۳در لب جان پرور جانان نمی ماند سخن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۲۴دل مدام از خط و زلف یار می گوید سخن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۲۵نیست از منصور اگر مستانه می گوید سخن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۲۶هر که باشد چون قلم از سینه چاکان سخن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۲۷می نشاند آن دهان تنگ را در خون سخن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۲۸می شود نقل مجالس چون شود شیرین سخن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۲۹چون قلم آن را که در سر هست سودای سخن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.