پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۲۲

سر به زانوماندگان را طاق می گردد سخن

چون مه نو شهره آفاق می گردد سخن

می کند جمعیت دل گفتگو را منتظم

از پریشان خاطری اوراق می گردد سخن

گر بیفشارند پای خامه را ارباب فکر

زود با عرش برین هم ساق می گردد سخن

بکر معنی را بود در سادگی حسن دگر

بی صفا از زیور اغراق می گردد سخن

می کند گه در مزاج سردمهران کار زهر

گاه زهر غصه را تریاق می گردد سخن

می کند این آب روشن را روان استادگی

از تأمل شهره آفاق می گردد سخن

رشته را اندازد از چشم گهر صائب گره

ناگوار طبع از اغلاق می گردد سخن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۲۴دل مدام از خط و زلف یار می گوید سخن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۲۵نیست از منصور اگر مستانه می گوید سخن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۲۶هر که باشد چون قلم از سینه چاکان سخن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۲۷می نشاند آن دهان تنگ را در خون سخن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۲۸می شود نقل مجالس چون شود شیرین سخن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۲۹چون قلم آن را که در سر هست سودای سخن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۳۰دست رد مشکل بود بر توشه عقبی زدن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۳۱لشکر خط ملک حسنت را به هم خواهد زدن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.