پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۲۱

در محبت راز سر پوشیده نتوان یافتن

در قیامت نامه پیچیده نتوان یافتن

مور را ملک سلیمان درنمی آید به چشم

در قیامت دیده نادیده نتوان یافتن

از رگ خامی اثر در باده جوشیده نیست

خواب در چشم به خون غلطیده نتوان یافتن

صیقل آیینه آب روان استادگی است

بی تامل گوهر سنجیده نتوان یافتن

دل به زلف و وعده پا در هوای او مبند

راستی در موی آتش دیده نتوان یافتن

شرم حسن از باده گلگون شود هشیارتر

دولت بیدار را خوابیده نتوان یافتن

دامن تسلیم را صائب به دست آورده ایم

در بساط ما دل غم دیده نتوان یافتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۲۳در لب جان پرور جانان نمی ماند سخن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۲۴دل مدام از خط و زلف یار می گوید سخن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۲۵نیست از منصور اگر مستانه می گوید سخن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۲۶هر که باشد چون قلم از سینه چاکان سخن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۲۷می نشاند آن دهان تنگ را در خون سخن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۲۸می شود نقل مجالس چون شود شیرین سخن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۲۹چون قلم آن را که در سر هست سودای سخن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۳۰دست رد مشکل بود بر توشه عقبی زدن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.