پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۲۵

نیست از منصور اگر مستانه می گوید سخن

از زبان شمع این پروانه می گوید سخن

نیست گوش حق شنو، ورنه مسلسل همچو موج

نه صدف زان گوهر یکدانه می گوید سخن

غافل از سررشته آن گوهر یکدانه است

زاهدی کز سبحه صد دانه می گوید سخن

نیست گوش اهل عالم محرم اسرار عشق

زین سبب با خویشتن دیوانه می گوید سخن

شیشه ناموس خود را می زند بر کوه قاف

پیش خم هر کس که از پیمانه می گوید سخن

آب حیوان را به باد بی نیازی می دهد

بادپیمایی که بیدردانه می گوید سخن

صحبت پیر مغان بر نوجوانان بار نیست

چون پدر با کودکان طفلانه می گوید سخن

هر که را از هوشمندی هست در سر نشأه ای

چون به مستان می رسد، مستانه می گوید سخن

مهر بر لب زن که بر خامی دلیل ناطق است

باده چندانی که در میخانه می گوید سخن

کوه از یک حرف ناسنجیده می گردد سبک

وای بر آن کس که بی باکانه می گوید سخن

خار دیوار تو با نظارگی و باغبان

ز دل آزاری به یک دندانه می گوید سخن

هر که از آب حرام رشوت آبستن نشد

تیغ اگر باشد طرف، مردانه می گوید سخن

هر که دارد صائب از حال گرانباران خبر

با گرانجانان سبکروحانه می گوید سخن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۲۷می نشاند آن دهان تنگ را در خون سخن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۲۸می شود نقل مجالس چون شود شیرین سخن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۲۹چون قلم آن را که در سر هست سودای سخن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۳۰دست رد مشکل بود بر توشه عقبی زدن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۳۱لشکر خط ملک حسنت را به هم خواهد زدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۳۲باده با رندان صافی سینه می باید زدن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۳۳باده بی لعل لب دلبر نمی باید زدن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۳۴تا توان خاموش بودن دم نمی باید زدن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.