پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۳۱

لشکر خط ملک حسنت را به هم خواهد زدن

صفحه رخساره ات را خط قلم خواهد زدن

می شود همچشم ابرو عاقبت پشت لبت

سبزه خط خیمه بیرون از عدم خواهد زدن

سنبل کاکل ز گلزارت هوا خواهد گرفت

پس خم از روی تو زلف خم بخم خواهد زدن

خال دزدت در ترازو می گذارد سنگ کم

رونق دکان حسنت را به هم خواهد زدن

سبزه خط گلستانت را فرو خواهد گرفت

زلف گلبانگ بلندی بر قدم خواهد زدن

کلک تقدیر از دوات نافه آهوی چین

خط بیزاری به رخسارت رقم خواهد زدن

می نشیند قهرمان خط به تخت انتقام

بر سر زلف کجت تیغ دو دم خواهد زدن

سنبل زلفت ترا خواهد شدن دل شاخ شاخ

خار بر رخسار گل نیش ستم خواهد زدن

از دل آینه آه سرد سر خواهد کشید

شام از صبح بناگوش تو دم خواهد زدن

لشکر کاکل ترا از سر پریشان می شود

خط مشکین شانه بر زلف ستم خواهد زدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۳۳باده بی لعل لب دلبر نمی باید زدن
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۳۴تا توان خاموش بودن دم نمی باید زدن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۳۵تا به کی پوشیده از همصحبتان ساغر زدن؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۳۶چند حرف آب و نان چون مردم غافل زدن؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۳۷بخیه تا کی بر لباس تن ز آب و نان زدن؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۳۸چیست دانی عشقبازی، بی سخن گویا شدن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۳۹استخوان من اگر رزق هما خواهد شدن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۴۰عاقبت این مرغ وحشی زین قفس خواهد شدن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.